نمي‌ديد؛ بن‌سِنيوربن يحيي مقارن اين عصر يا اندكي بعد، كتاب ديگري در همين زمينه به نثر مسجع عبري نوشت‌.
4. شرق‌. با اين‌كه بسياري از يهوديان در كشورهاي شرقي مي‌زيستند، مركز فكري يهود از مدت‌ها پيش‌، به غرب رفته بود و زندگي معنوي يهوديان شرقي كاملاً سترون به‌نظر مي‌رسيد (جز در زمينه‌ٴ پزشكي‌). تعقيب و آزارها علماي يهودي را از پرونس و اسپانيا رانده بود، ولي‌ پناهگاه آنان در اين دوره معمولاً مراكش‌، الجزاير يا تونس بود. يهوديان انگشت‌شماري مانند پروفيط دُوران درصدد زيارت اماكن مقدس بر مي‌آمدند. ديگران به شرق مي‌آمدند تا در فلسطين‌ امنيتي به‌دست آورند و پايان عمر خود را در آن‌جا بگذرانند و به اميد آن‌كه در بيت‌المقدس به‌ خاك سپرده شوند. احتمال دارد ماهربن‌اَلدَبي چنين كرده باشد، ولي مطمئن نيستيم‌، چون‌ داستان زندگي او پس از بيرون آمدنش از اسپانيا مجهول است‌. عجيب است كه در اين عصر، حتي يك فيلسوف يا متكلم برجسته‌ٴ يهودي را هم نمي‌توان در فلسطين ذكر كرد، ولي سه‌تن را مي‌توان نام برد كه به ايران‌، صربستان و يونان مربوطاند.
اشعيابن‌يوسف ايراني در سال 1351، در تبريز، يك رساله‌ٴ قَبّالي نوشت‌. يهودابن‌موسي‌ مُسكُني‌، اهل صربستان‌، تلموددان بسيار فاضلي بود كه درباره‌ٴ تفسير ابراهيم‌بن عزرا به بحث‌ پرداخت‌. يوسف‌بن‌موسي كلتي يوناني ارغنون ارسطو را به‌صورت كلمات قصار تلخيص كرد.

د. اسلام‌

گزارش مربوط به تفكر اسلامي به شش بخش تقسيم شده‌، كه به‌ترتيب مربوط است به‌1) غرناطه‌؛ 2) افريقيه‌؛ 3) قلمرو مماليك‌؛ 4) ايران‌؛ 5) آناطولي‌؛ 6) جهانسوز (تيمورلنگ‌).
1. غرناطه‌. در مملكت كوچك غرناطه‌، كه آخرين پايگاه مسلمانان در اروپاي باختري بود، ابن‌عَبّاد و ابن‌عاصم برآمدند. اولي در رُنده زاده شد و تحصيل كرد، ولي بيشتر عمرش را در مراكش گذراند، و در سال 1390، در فاس‌، درگذشت‌. او تفسيرهاي صوفيانه‌اي نوشت كه تا به‌امروز مورد مطالعه قرار مي‌گيرد و نه‌تنها بر تفكر مسلمانان‌، بلكه بر مسيحيان هم تأثير كرد. مثلاً، تأثير او را در نوشته‌هاي قديس نامدار اسپانيايي سان خوان دولاكروز مي‌توان ديد.
ابن‌عاصم‌، كه تا زمان مرگش (1427)، در غرناطه مي‌زيست‌، اعتبار خيلي كمتري داشت‌، ولي‌ منظومه‌اش درباره‌ٴ اصول فقه مالكي شهرت زيادي يافت‌.
2. افريقيه‌. واژه‌ٴ عربي افريقيه براي بخش مياني آفريقاي شمالي‌، يا بخش خاوري سواحل‌ بربر به‌كار مي‌رود، كه از مشرق به مراكش و از مغرب به مصر محدود است‌.1 از مراكش كسي را


1. نظر جغرافي‌دانان و مورخان عربي درمورد حدود آن متفاوت است‌. ولي حدود تقريبي آن براي منظور ما كافي است‌.